![]() |
![]() |
||
![]() |
|||
- این ماشین کنترلیا چند قیمته؟
- پنج و پونصد.
- پایینتر چی دارین؟
- این عروسکا سه و هشصده، اون کلت هست سه تومن، قاب عکس دو و پونصدی هم هست.
- نه کمتر ... هزار، هزار و پونصد اینا ...
- ... [فروشنده به آقای محترم نگاه میکند]
- آخه میدونین چیه؛ میخوام حال بابای دوستشُ بگیرم! مرتیکه هر وقت کادو میده یه کتاب میده دست بچهم، خجالتم نمیکشه!
به خاطر تلاشهایش برای جلب توجه جامعه مجازی و حقیقی به بیماری شهرام شیدایی و همچنین پوشش رسانهای این موضوع تا تامین هزینه های درمان این شاعر و مترجم که روی تخت بیمارستان با سرطان مری مبارزه میکند.
* کل ماجرا را در لینکهای پایین همین پست (۱ تا ۱۵) پی بگیرید.
پینوشت:
۱. من کمی پسفاز ذاتی دارم و به طور معمول دیر مینویسم. این وضعیت وقتی مسافرت باشم تشدید میشود. بنابراین ایرادتان در مورد زمان دیدار و تاخیر در نوشتناش کاملاْ وارد است.
۲. راستی یادش به خیر؛ خاتمی! یک زمانی این نامه را برایش نوشته بودم و کلی رفیق بودیم.
۳. گزارش کامل این دیدار و حرفهای خاتمی را اینجا بخوانید.
۴. بازگشت به جمله آخر بند ۲؛ هنوز هم هستیم البته!
۵. این سایت free2upload چه مرگش شده که همه عکسهای مارو پرونده؟
recent posts
sites
archive