تبليغاتX
وقت‌کُشی
وقت‌کُشی
گاه‌نوشت‌هاي عيسي عظيمي از فوتبال و زندگي
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
شکست
ـ یه استکون‌م شیکوندیم دایی؛ اون‌م حساب کن.
ـ تو قهوه‌خونه استکون می‌شکنه پسر؛ بپا دل نشکنی.

+ 23:39
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
رشید می گفت
محرم بود و اردبیل همه‌جاش پرچم سیاه. مام که محض محرم، عرق مرق‌و تعطیل کرده بودیم و پکر. با موتور از شلوغی پیاده‌رو داشتیم رد می‌شدیم که خوردیم به یکی‌و ولو شدیم رو زمین. طرف آخ نگفت. گفتیم شرمنده آبجی، حواسم نبود! لامصب لب نزد. گفتیم آخر مرامه. سرمون‌و که بالا کردیم حالمون گرفته شد. خورده بودیم به تیر برق. دورش پرچم سیاه کشیده بودن!

تو کوچه‌مون یکی هست فاضله اسمش. پدرسگ یک لافایی میزنه بیا و ببین. اون روز تو قهوه‌خونه می‌گفت رفتیم قمار، ۳۰ ملیون بردیم همش ۵۰ تومنی! چند روزه داریم می‌شمریم تموم نکردیم. قسمم می‌خوره دیوث به چی؟ می‌گه جون مادرت! اخه یکی نیس بگه تخم سگ اون چه گناهی کرده که ۲۸ ساله بی سایه پدر داره تر و خشکمون می‌کنه.

خواستم قسمش بدم گفتم فاضل مکه رفتی؟ گفت آره. گفتم کی؟ چطوری؟ گفت پارسال خونه پدرخانمم بودم تهران، یه اتوبوس داشتن می‌رفتن مکه، جا خالی داشتن منم پریدم بالا رفتم باهاشون. کم آوردم!

+ 17:4
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387
نصفه حلال دنیا

دنيا عينهو گوشت خرگوش مي‌مونه. نصف حلال، نصف حرام. زن نصفه حلال دنياست. هرچي كثافت‌كاري و گندكاري هست توي مردهاست. هركي قبول نداره ورداره آمار رو بخونه. تاريخ رو بخونه. تلويزيون تماشا كنه. اگه زني در كار نباشه، عشقي هم در كار نيست ...

 

استخوان خوک و دست‌های جذامی، مصطفی مستور، ص ۳۹

+ 12:40
دوشنبه هفدهم دی 1386
سیب
از میوه‌ها سیب. که سیر می‌کند و ساده است. خوردنش هم هیچ آداب و ترتیبی ندارد.

پ.ن: مزخرف‌ترین کار دنیا این است که وقتی تنهایی و داری سیب می‌خوری هسته یا تفاله یا به ترکی "پولوشوک"اش را نخوری و بیندازی دور. اما کندن پوست سیب در تنهایی، بدون شک احمقانه‌ترین کار دنیاست.

+ 17:22
دوشنبه سی ام مهر 1386
تک ضرب 1
دیدین آدما بدون استثنا فکر می‌کنن نقطه‌ضعف‌شون صداقت‌شونه؟!
+ 1:50