تبليغاتX
وقت‌کُشی
وقت‌کُشی
گاه‌نوشت‌هاي عيسي عظيمي از فوتبال و زندگي
سه شنبه هجدهم تیر 1387
وجود
وجود

پیاده می‌رفتم
میان کوچه و بازار شهر می‌گشتم
... صفای زیر گذر، قهوه‌خانه و قلیان
صدای همهمه‌ی زندگی
صدای وجود
...

پ.ن: شاید "صدا"ی شعر مشیری تو عکس شنیده نشه، ولی "وجود"ش داره داد می‌زنه!

+ 3:27
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
ضعيفه
ضعيفه

پ.ن:
۱. فرض کنید منظورم اینه که عکسی که گرفتم ضعیفه!
۲. عکس رو یه جای خوبِ دور (!) گرفتم. از عکس‌خانه یک موزه.

+ 3:5
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386
گزارش تصویری جشنواره آدم برفی سرعین
حالا من اسمش را گذاشتم گزارش تصویری شما زیاد جدی نگیرید. یه ۱۴تایی(!) عکس از جشنواره آدم‌برفی و مجسمه‌های یخی سرعین می‌ذارم اینجا. دیروز اختتامیه این جشنواره یا به قول خودشون فستیوال بود. ولی انصافاْ مثل این یکی نبود و خوب و آبرومند برگزار شد. منم که کلاً خوبم!

جشنواره آدم برفی در سرعین

برای دیدن بقیه عکسها این پایین روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه‌‌ی مطلب
+ 2:4
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386
محرم در سرعین
محرم را به همراه چند نفر از بروبچ مشغول عکاسی از مراسم عزاداری در سرعین بودیم. حاصل کار نمایشگاه‌مانندی شد که با ۴۰ عکس منتخب برگزار کردیم. این کلاْ یعنی اینکه عکسهای پایین را من مرتکب شده‌ام. آخیش؛ چقدرم نوشتن سخت شده!

 

محرم در سرعین

محرم در سرعین

محرم در سرعین

محرم در سرعین

محرم در سرعین

محرم در سرعین

پ.ن: حتماً باید بگم ۱۲ بهمن تولدم بود؟!

 

 

+ 23:27
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
یلدا یعنی پائیز تمام شد

پائیز؛ آخرین نفسها
این آخرین درخشش‌های پائیز زرد است زیر خاکستری زمستان. یلدایتان اناری ...!

+ 13:6