![]() |
![]() |
||
![]() |
|||
... و یعنی که ما زندهایم هنوز و وبلاگ هم خواهیم نوشت به قول شاعر غم نان اگر بگذارد!
ماجرای شیرازی ما وارد دور تازهای شد. تشکر میکنم از آنها که بودند و آنها که تبریک گفتند و از بقیه نیز. تفصیل ماجرا را اینجا از زبان "حیات یولداشیم" میتوانید بخوانید.
عکس را گذاشتم که بدانید این وبلاگصاحاب مثل قدیمها به وقتکشی ادامه خواهد داد. این غم نان و اینها هم که بالا گفتم ضرورت قافیه بود و جدیاش نگیرید. کلاً برمیگردیم گل نسرین بچینیم. حالا ببینید کی گفتم!
۱. اینجا یه آبنماست در بلوار یا پارک چمران شیراز. راست و دروغش گردن راوی؛ گویا "بوس بالای آبشار چمران" همونقدر تو شیراز معروفه که French Kiss تو دنیا!
۲. عکاسی برای من یه تفریح جدی و بیاندازه دوستداشتنیه. چندتایی از عکسهایی رو که به تازگی گرفتم اینجا گذاشتم. این عکس هم یکی از اونهاست؛ که با همه ایرادهای تکنیکیاش دوستش دارم.
۳. کسی میدونه این free2upload چه مرگشه باز؟! این عکس بالای وبلاگ ما رو پرونده، خودش هم نیست کلاً. من هم حس آپلود تیکه تیکهی دوباره رو ندارم خب!
۴. این عکسها را ببینیدها!
۵. شماره ۴ یک نکته انحرافی داشت؛ طبلیقات بود.

پیاده میرفتم
میان کوچه و بازار شهر میگشتم
... صفای زیر گذر، قهوهخانه و قلیان
صدای همهمهی زندگی
صدای وجود
...
پ.ن: شاید "صدا"ی شعر مشیری تو عکس شنیده نشه، ولی "وجود"ش داره داد میزنه!
پ.ن:
۱. فرض کنید منظورم اینه که عکسی که گرفتم ضعیفه!
۲. عکس رو یه جای خوبِ دور (!) گرفتم. از عکسخانه یک موزه.

برای دیدن بقیه عکسها این پایین روی ادامه مطلب کلیک کنید.






پ.ن: حتماً باید بگم ۱۲ بهمن تولدم بود؟!

این آخرین درخششهای پائیز زرد است زیر خاکستری زمستان. یلدایتان اناری ...!
recent posts
sites
archive