تبليغاتX
وقت‌کُشی
وقت‌کُشی
==================== Main Column ==================== -->

از رنجی که می‌بریم
چهارشنبه 10 مهر1387
آیدین آب در خوابگه مورچگان ریخته. او سر زخم کهنه‌ای را باز کرده که مثل سرطان در همه جای روزنامه‌نگاری این مملکت ریشه دوانده. زخم مفت‌نویسی. علایم این درد کهنه این است که عده‌ای در نهایت پررویی دوست دارند شمای روزنامه‌نگار با جان و دل برای روزنامه‌شان زحمت بکشید و مطلب تولید کنید و در قبال زحمتتان افتخار چاپ شدن اسم‌تان در روزنامه را داشته باشید. خب! شاید اگر روزنامه‌نگار نباشید و اصولاْ به دنبال این افتخار باشید موضوع برای‌تان مهم نباشد. شاید هم واقعاْ افتخار کنید که اسم و مطلب‌تان در روزنامه چاپ می‌شود. اما برای آن کس که اسم‌اش روزنامه‌نگار است و هزینه زندگی‌اش از نوشتن برای روزنامه تامین می‌شود دردی از این بزرگ‌تر متصور نیست. چرا پرطمطراق می‌نویسم؟! وقتی توی روزنامه‌نگار دست در جیب‌ات می‌کنی و می‌بینی پول تاکسی سوار شدن نداری و بعد یادت می‌افتد سه ماه است که حقوق نگرفته‌ای و بعدتر یاد دعوای دو ماه پیش‌ات با صاحب‌خانه می‌افتی از خودت بدت می‌آید. این تازه منصفانه‌ترین حالت است. از زندگی‌ات متنفر می‌شوی. از اسم دهن‌پرکن شغلت بیزار می‌شوی. از مدعیان دروغین "حقِ مردم" حالت به هم می‌خورد. مگر همین‌ها نیستند که حق‌ات را نمی‌دهند؟! کدام حق کدام مردم پس؟ خود تو حق نداری مگر؟

وقتی اعصابم داغان است نمی‌توانم درست بنویسم. این لینک‌ها را دنبال کنید. شما را در جریان کل قضیه می‌گذارند.

در وبلاگ آیدین فرنگی:
آنچه بر سر روزنامه‌نگاران حق‌التحرير می‌آيد
متن نامه آیدین به انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
در بیان اعتراض خود تردید نکنیم
چه لذتی در این نهفته که به روزنامه‌ای مطلب بدهیم که حق‌التحریرمان را بعد از شش ماه هم پرداخت نمی‌کند؟ چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ ما مطلب رایگان بنویسیم تا اعتبار روزنامه جناب ناشر بیشتر شود؟! دوستان نویسنده تا کی باید به این بازی ادامه بدهیم؟
چند پرسش از خانم مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران
از خانم مفیدی می‌پرسم چرا به‌رغم بی‌نتیجه بودن مذاکرات‌شان با آقای خدابخش هیچ اطلاع‌رسانی‌ای در اینباره نکرده‌اند؟ و اگر مذاکرات‌شان نتیجه‌بخش بوده، پس چرا نتیجه‌ای رویت نمی‌شود؟

گفتگوهای رادیو زمانه با:
نیلوفر محبعلی
در ایران روزنامه مستقل نداریم
آرش حسن‌نیا
حاکمیت، دشمن مشترک روزنامه‌نگار و کارفرماست
فریده غائب
به روزنامه‌نگاران منتقد سخت می‌گذرد

وبلاگ ژیلا بنی‌یعقوب:
چه کسی قرار است روزنامه‌نگاران را درک کند
چند هفته پیش من و تعدادی از همکارانم در روزنامه سرمایه برای همیشه این روزنامه را ترک کردیم.سه نفر از گروه اجتماعی و چهارنفر از گروه اقتصادی.دلایل برای هرکس مختلف و متفاوت بود اما فصل هایی مشترک داشت:نبود امنیت روانی و اقتصادی ،مشکلات متعدد صنفی ،مدیریت غیرشفاف و ...

وبلاگ بهمن احمدی امویی:
چه کسی مدعی روزنامه نگاران است
دست کم چهار نفر از اعضای هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران برای روزنامه هایی کار می کنند که روزنامه‌نگاران‌شان بیشترین مشکلات صنفی را دارند. روزنامه های شرق ، اعتماد ، کارگزاران و سرمایه از جمله این روزنامه‌ها هستند ...

وبلاگ فریده غائب:
آزارهای جنسی از نوع روانی در حاکمیت مردانه یک روزنامه
فحش های جنسی را چطور باید توجیه و تحمل کرد؟ چطور باید بپذیرم سردبیرم به خاطر خنداندن دیگران و یا انبساط خاطر خودش فحش های جنسی از دهانش خارج می شود.فحش هایی که حتی به خاطر مسائل کاری هم رد و بدل نمی شود و اغلب راهی است برای تفریح کردن مردان

ارسال به بالاترین + 4:41